براتون اتفاق افتاده....

گاهی فقط بوی یک عطر خاص

شنیدن صداش

شنیدن یک آهنگ خاص

یک تشابه اسم

برای چند لحظه........

باعث میشه دقیقا احساس کنی......

که قلبت میخواد از تو سینت کنده بشه.....

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



 

هستی من مائده جون.دلتنگی هایم را اینجا مینویسم شاید روزی بخونی و بدونی چقد دوست دارم و تو هیچ وقت باور نکردی.اینجا حرف دلمو بدون هیچ غروری میگم......خیلی میخوامت

هرگزلحظات با تو بودن را از یاد نخواهم برد .هرگز لبخند های ملیح وبی ریایت

را از یاد نخواهم برد.لحظات در گذر است ودقیقه دقیقه های ساعت برایمان مهم

است زیرا که دیگر تکرار نمیشوند شاید روزگاری یادمان آری که دیگر هیچ

نشانی از ما نباشد اما برگه ها بیانگوی دوستی بین ماست .بدان که هرگز

ازخاطرم نمی روی وبا تو بودن برایم لذت بخش است .

  اینک تو را به خدای زیبایی ها میسپارم

روزها ازپی هم میگذرند ونشانی از خود باقی نمی گذارند

ولی ای تنهاترین رویای عشق  هیچ چیز خیال تورا از من جدا نمی کند.

i love you.......m

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱۳ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



 

هفته پیش رفتم همه هستی ام رو دیدم صبحش رسیدم شهرشون رفتم مسافر خونه یه دوش گرفتم راه افتادم رفتم همون جایی که دفعه اول همدیگرو دیدیم.خیلی با دفعه قبل فرق کرده بود.دیدمش دوس داشتم جلو همه تو بغلم بگیرم بگم که چقد دلتنگشم.انقد دلم برا ش تنگ شده بود که نگو.همش میبوسیدمش بهم میگه آرش دیونه ای نمیدونه که خودش منو دیونش   کرده.دو روز با هم از این پارک به اون پارک.از اینجا به ................

بهترین لحظات عمرم بود.وقتی با مائدم بود چقد آروم بودم.اون روز چه آرامشی بهم دس داده بود.مائده به خدا خیلی دوست دارم خیلی.واسه چی کنارم نیستی.چرا همش میگی ما نمیتونیم با هم ازدواج کنیم.آخه چرا......چرا یکی بهم جواب قانع کننده نمیده.چرا همش میگی برو با یکی دیگه.وقتی که از پیشت رفتم سوار اتوبوس شدم بغض گلومو گرفته بود اشک تو چشام جمع شد.هیچ وقت یادم نمیره.بی ریا دست دارم حتی اگه مال من هم نباشی

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٥ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام دوستای گلم............امیدوارم حالتون خوب باشه......باز اومدم درد دلامو بهتون بگم تا یکم آروم بگیرم.....آره سال جدید شروع شده باید خوشحال بود با روحیه وپشتکار شروع کرد ولی.........تا 15فروردین نمیشد درس با مائده حرف زد اس داد آخه داداش اینا از تهران اومدن بعدشگفتم با داداشش برا خاستگاری صحبت کنم.میگه خونتون با شهر ما خیلی فاصله داره آبجیم نمیتونه تحمل کنه دوری خانوادشو....گفتم خونمو میارم شهر شمامیگه نمیشه واز این حرفا.....میگه نباید بیای خاستگاری خانواده ما مذهبی هستن بدونن با مائده دوس بودی نمیدن  وباهاش دعوا میکنن......هیچ وقت یادم نمیره اشک از چشام اومد....میگه خاستگار داره از شهرمون به خاطر تو جواب نمیده خودش ازش بدش نمیاد.....مائده هم همش میگه باید زن بگیری و.....دیگه نمیدونم چیکار کنم تو رو خدا کمک کنین  چیکار باید بکنم 

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۳۱ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



تقدیم به تمام هستی ام m

الان که دارم مینویسم خیلی دلم گرفته.از روزگار.از خودم کلا از همه چی....بهش قول داده بودم سربازیم که تمام شد همه چیو درس میکنم نمیزارم یه زره غم تو دلت بیاد .سربازی تموم شد ولی هر کار میکنم.......

خیلی دوسش دارم.خیلی خوب ومهربونه.این روزا خیلی دلم براش تنگ میشه دوس دارم کنارش باشم برا یه لحظه هم که شده حتی از دور ببینمش ولی فقط دلتنگی.آخه خونشون شهر ما نیس.......

اگه همین اس دادنا.زنگ زدن نباشه ........

شاید بگین دروغ بگه ولی برا اولین بار به خاطرش اشک از چشام اومد........

فقط میتونم بگم خیلی دوست دارم بیشتر از اونی که حتی فکرشو بکنی.معذرت میخوام اگه همش دل نازنینتو میشکونم به خدا نمیخوام این طوری بشه........ببخش نفس.همه چی درس میشه. 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٩ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



بسوزد پدر سربازی که سوزاند جگرم را

                           دوست دخترم مادر شدو من هنوز سربازم

                                                                                                                                                           

                           تقدیم به همه ی سربازها(آرش و بهزاد10/2/91)

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/۱٠ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام بچه ها سال90 هم با تمام روزای خوب وبدش رفت. برای من که سال خوب بود.فک کنم تو خرداد بود که یه فرشته اومد تو زندگیم منظورم مائده هس.یه روزکه داشتم نظرات وبمو چک میکردم دیدم نظرگذاشته منم رفتم وبش نظر دادم و.......مائده میومد نظر میداد من نظر میدادم کم کم ازش خوشم اومد یه دختر پاک ساده دوس داشتی هر چی بگم ازش کم گفتم قشنگترین اتفاق زندگیم آشنایی با مائده هس الان تقریبا ده ماهه با هم هستیم دیونه وار دوسش دارم.دوس دارم خانوم آیندم باشه......از این به بعد ازش بیشتر میگم. دیشب با هم خواب شدیم.آخ نباید میگفتم........ تابستون 90 برام بهترین تابستون تو این چند ساله بود........راستی 18/5 رفتم سربازی آموزشی کرمان الانم زاهدان.....کلا سال خوبی بود....

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٥ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام بچه ها نظرتون در باره ی این جمله چیه

عشق چیست؟

عشق حدیثی است که با یک نگاه ولبخند شروع با بوسه ای به اوج وبا قطره اشکی به پایان میرسه

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٧ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام .سلام .سلام

بالاخره دوماه آموزشی تمام شد .دیروز بچه هارو تقسیم کردن  .....یزد .کرمان.بندر.بیرجند .زاهدان.....منم افتادم زاهدان.....دلم برا همه رفقای آموزشی تنگ میشه .برا امان الله بچه بیرجندو همه دوستای گلم که اینجا نمیشه اسم همشون رو برد

بیستم باید بریم زاهدان ...

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

چون زمانی که از دستش بدی

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید

(برای عزیز دلمm)

خانومی به خدا خیلی دوست دارم..... منو ببخش اگه اذیتت میکنم.... خودت میدونی که این روزا سرم شلوغه......الان حرف دلمو میزنم خیلی دوست دارم...به امید روزی که همه ی خوبی هاتو جبران کنم

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/۱۸ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام یه سلام خشکل به همه ی دوستای گلم

بالاخره  اومدم .دلم براتون خیلی تنگ شده

اگه نمی تونم بهتون سر بزنم ناراحت نشین آخه سربازی میرم الان هم بعد 25 روز مرخصی اومدم .شهید باهنر کرمان هستم یه جای گند.سعی میکنم جواب نظراتتون رو بدم.دوستتون دارم .بای 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٠ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



  نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن



    ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...


    کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...


    کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم


    و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است


    میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...


    کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...


    میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود


    میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۸ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام به همه ی دوستای گلم

این روزا خیلی داغون هستم دلم گرفته ....میخوام گریه کنم اما نمیتونم

یه بغض گلومو گرفته ......اونی که حاظر بودم جونمو براش فدا

کنم یه هفته هست که با یکی دیگه عقد کرده ...........وای از

دست این روزگار نامرد

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ... چشمانم

بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ...

آخ که چقدر تنهایم ... دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم

بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته

شده است ...

رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته .... پیر

تنها.... تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های

دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت ....

اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی

دوباره ای است ... پس برگرد ... عاشقانه برگرد

برای همیشه برگرد...

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٧ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



هرگزلحظات با تو بودن را از یاد نخواهم برد .هرگز لبخند های ملیح وبی ریایت

را از یاد نخواهم برد.لحظات در گذر است ودقیقه دقیقه های ساعت برایمان مهم

است زیرا که دیگر تکرار نمیشوند شاید روزگاری یادمان آری که دیگر هیچ

نشانی از ما نباشد اما برگه ها بیانگوی دوستی بین ماست .بدان که هرگز

ازخاطرم نمی روی وبا تو بودن برایم لذت بخش است .

  اینک تو را به خدای زیبایی ها میسپارم

روزها ازپی هم میگذرند ونشانی از خود باقی نمی گذارند

ولی ای تنهاترین رویای عشق  هیچ چیز خیال تورا از من جدا نمی کند

(دل نوشته های sh)

                                                 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



tifooses.coo.ir

یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم !
یکی داشت و یکی نداشت، اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم!
یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم!
یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم !
یکی برد و یکی باخت، اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم!

 

یکی گفت و یکی نگفت، اونی که گفت تو بودی اونی که " دوست دارم " رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم!یکی ماند و یکی نماند، اونی که ماند تو بودی اونی که بدون تو نماند من بودم

 

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٢۱ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ...
به کسی توجه نمی کنه ...
از کسی خجالت نمی کشه ...
می باره و می باره و ...
اینقدر می باره تا آبی شه ...
‌آفتابی شه ...!!!
کاش ...
کاش می شد مثل آسمون بود ...
کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ...
بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده

 

من برای سالها مینویسم...سالها بعد که چشمانت عاشق میشوند...

افسوس که قصه ی مادر بزرگ راست بود...همیشه یکی بود یکی نبود

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٢ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



زهرا اسمی که هیچوقت نتونستم

فراموش کنم شاید به خاطر

 این بود که هیچ وقت احساسه واقعی تو رو نسبت به خودم

نتونستم بفهمم  شایدم به خاطر این بود که میدونستم واقعا

عاشق تو هستم و همیشه حتی از این فکر که تو رو فراموش کنم یا

 به کسه دیگه بجز تو فکر کنم وحشت داشتم.

نمیدونم الان نزدیک 2 سال از جدایی من وتو میگذره ولی من

هنوز خودم و وجودم و زندگی کردنمو مستلزم با تو بودن

میدونم .

بعد از٢سال هنوز طرز نگاه امروزت با گذشته و زمانی که به

به خیال خودم  عاشق من بودی،هیچ فرقی نکرده وهنوز تو نگاهت

فریاد دوست داشتنو میشه شنید(من اینجوری فکر میکنم) هنوز تو نگاهت طعم شیرین

لبات میشه چشید هنوز تو نگاهت گرمی آغوشت میشه حس

کرد .

آهههههههههههههههههههههههههههههههههههه

هنوز طرز نگاهت منو یاد بغضی میندازه که روزی که

میخواستی ازم جدا بشی تو گلوم کاشتی و هنوزم که هنوزه

نترکیده و داره خفم میکنه .

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢٦ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



 

   نامه عاشقانه

بازهم شب شدو من هنوز بی عشق تو از تمام رویاها دلگیرم
امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو  چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار....

شب به خیرگلم(تا ابد دوستت خواهم داشت)

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱٥ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



دلم می خواست بهانه‌ای باشی برای فراموش کردن همه چیز...

اما حالا دلم می‌خواهد بهانه‌ای باشد برای فراموش کردن" تو" !

درسته که یه روزی فراموش می کنی و یه روز دیگه فراموش می شی ولی اینو بدون

فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند

ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه ,تیزش دست اونی که , شکسته تش رو , نبره

خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟

بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی

اولین شخصی که گفتم دوست دارم تو بودی ولی انقدر دل شکستن برات راحت که دل ما رو هم شکستی مشکلی نداره انقدر دل ما شکسته که دیگه ضد ضربه شده

هی فلانی
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که زندگی را
جز برای او وجز با او نمی خواهی !

سکوت دردناکترین پاسخ من به بیرحمی های توست!

که رفتیم حالا تو میمونی و ,عشق جدید , , , ,

,میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



هی فلانی میدانی؟ میگویند رسم زندگی چنین است...

می آیند .....می مانند.....عادت میدهند......و میروند

وتو در خود می مانی وتو تنها می مانی

راستی  نگفتی رسم تو نیز چنین است؟......

مثل همه ی فلانی ها ؟؟؟

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢۸ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٩ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()




عزیز من ببخش که تو خیالمم حتی بوست  نمی کنم

 ببخش که دست من هنوز لایق دستات نشده

راستی بدون که قلب من دلخور از حرفات نشده


این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم
خداحافظ نا مهربون میخوام ازت دل بکنم
سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم
این جمله رو اینقد میگم تا که فراموشت

همیشه  از همان  ابتدای آشناییمان در هراس چنین روزی بودم  و کابوس خداحافظی را میدیدم اکنون شد آنچه نباید میشد  ... خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ

امروز هم گذشت

با مرور خاطرات دیروز

با غم نبودنت..و سکوتی سنگین

و من شتابان در پی زمان بی هدف

فقط میروم ..فقط میدوم

تا صبحی دیگر

طلوعی دیگر ...................





>>> ادامه مطلب <<<

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٩ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



میتونی نگاهم نکنی اما نمیتونی جلو چشامو بگیری . میتونی بگی دوستت ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش . میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا . پس نگاهت میکنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت میام  

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٦ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



عزیزم خواستم فراموشت کنم اما نشد.مدتی خاطرت از یادم می رفت ولی دوباره تمام خاطراتی که با تو داشتم تمام ان احساسی که من نسبت به تو داشتم ان حرفها. ان دوست داشتن ها ان احساسات قشنگ وبی ریا وبدون هوس همه ی ان ها یادم می امد ایا میشود این خوبی ها این همه پاکی را از یاد برد.

عزیزم نمی دانم توهم مثل من.در یاد وفکر من هستی یا این که مرا از یاد بردی وتمام عشقی که بین ما بود از بین رفته .خدایا اگر به همین سادگی همه چیز فراموش میشود از اول هم این عشق بوجود نیاید اری گفتم وقتی همه ی اینها یادم میاد  دیگر فراموش کردنت سخت میشه

 دوباره همان احساس همیشگی به سراغم امده ودوباره تمام وجودم را از عشق به تو پر میکند

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٩ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



از کسی که دوستش داری ساده دست نکش !

شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی

و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن

چون شاید

هیچوقت

هیچ کس

تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه !!

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٤ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا....

 در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱۸ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



سلام دوستای گلم می خواستم از همتون یه سوالی کنم تا حالا عاشق شدید  اگه شدید بهش رسیدید یا نه ؟

یا شده شما یکی رو خیلی دوست داشته باشید اما اون به یه نفر دیگه فکر کنه ودوسش داشته باشه.

دیشب من به گوشی اونی که خیلی دوسش دارم پیامک عاشقونه دادم(با یه شماره ی جدید )واز پیامکایی که میداد فهمیدم اونی که براش میمیرم یکی دیگه از پسرای فامیلو دوست داره.

بهش پیامک میدادم تا بهش بگم کی هستم و چقدر دوسش دارم .آخه از کارام که نمیفهمید.

اینم از کسایی که دوسشون داریم

هرگز به کسی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری!

 هرگز به کسی محبت نکن وقتی قصد شکستن قلبش را داری !!!

 هرگز قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری!!

 

وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود

 ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم!!!

کاش کوچیک می موندیم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن !

نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد هم که می زنیم

باز کسی حرفمون رو نمیفهمه !!!

+ نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/۱٤ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط ارش نظرات ()



عشق یعنی لحظه ای خندیدن و
سال ها اشک ندامت ریختن
عشق یعنی زنگ تکرار نگاه
عشق یعنی لحظه ای زیبا شدن
عشق یعنی قطره بودن سوختن
عشق یعنی راهی دریا شدن
هر چه هست این عشق صد ها قلب صاف
با حضورش ‌آبی و بی کینه است
عشق یعنی سبز بودن تا ابد
عشق رنگ نقره اینه است
تو گل گلدان قلب من شدی
عشق شد یک برگ از گلدان تو
در بهار آرزوها می دهد
میوه های عاطفه چشمان تو
چشمهایم باز بارانی شدند
قلبم اما گشت دریای ز عشق
دل گذشت از کوچه های خاطره
روح شد مضمون و معنایی ز عشق
باید از آرامش دل ها گذشت
شادمان چون لحظه دیدار شد
بهترین تسکین دل این جمله است
باید از پیوند تو سرشار شد

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



دلتنگم از دوری ات دلتنگم از اینکه چرا نمی آی تا کی باید چشم به جاده بدوزم.

دلتنگم از یاس ها وداوودی ها که نمی توانند برای آمدنت کاری بکنند تا کی باید

نظاره گر آسمان باشم تا روی تو را در میان ستاره ها بیابم.بیا وبا آمدنت روزها

زندگی شب های دلواپسی ساعت های به انتظار نشسته وامیدهای روشن را بیاور.

باز هم چشم به راهت می نشینم شاید از عابری که روزی از کوچه پس کوچه

های قلبت عبور کرده یادی کنی شاید از کبوتری که روزی از لبه پنچره نگاهت

دانه ای بر چید سراغی بگیری.هنوز سر در گم روزهای بی توام./

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



برایت خاطراتی برروی این دفتر سفید نوشتم

که هیچ کسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را

برای بار دوم برایت بازگوید

چرا مرا شکستی؟ چرا؟

اشعاری برایت سرودم

که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی ومظلومیت چهرهات راتوصیف کند

چراتنهایم گذاشتی؟چرا؟

چهره ی پاک ومعصومت را هزار بار برروی ورق های باقی مانده ی وجودم نگاشتم

چرا این چنین کردی بامن ؟چرا؟

زیبا ترین ستارگان اسمان رابرایت چیدم

خوشبو ترین گلهای سرخ رابه پایت ریختم

چرا این چنین شد؟چرا

من که بودم .که هستم

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()



کاش میشد

فراموشت کنم

یا شبی در

اندیشه هجران و خیال

در درون سینه خاموشت کنم

کاش نمی دیدم تو را تا نسوزم در خیال و آرزو

 با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق فراموش می شود.

 نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری


چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

 ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری

یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم..

 چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ......

چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای

تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام


+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢۸ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط ارش نظرات ()